|
من می خوام یه گوشه تو یه جزیره کوچیک با کامپیوترم و یه خط اینترنت پر سرعت تنها باشم ..◊ من یه طومار کاغذ بی انتها با هزار تا خودکار که جوهر شون تموم نمی شه تو یه طبیعت دنج و دست نخورده می خوام که هی بنویسم... ◊ من یه ساحل بی انتها با یه سگ می خوام که تا آخرشو با هم پیاده بریم... ◊ من می خوام تو یه اخترک کوچیک با خدام تنها باشم و روزی یه عالمه بار غروب خورشید و تماشا کنم... ◊ من می خوام اخترک شازده کوچولو رو بائوباب ها با اون ریشه های بوگندوشون خراب نکرده باشن... تا شازده کوچولو بتونه دوباره تو اون اخترک لعنتی با گلش زندگی کنه...◊ من می خوام گل شازده کوچولو از بی آبی تو اون یه سال نمرده باشه... ◊ من می خوام ماهی سیاه کوچولو وقتی به دریا رسید به خاطر اینکه آب دریا شوره و اون ماهی آب های شیرین رود خونه نمیره . آخه اون خیلی زحمت کشید تا به دریا برسه... ◊ یه دیوونه تو آسمون:چرا اینجوری نگام می کنی؟ مگه من چیز زیادی می خوام ؟؟! یه دیوونه تو آسمون : من زنده ام من دار زندگی می کنم اوه خدای من چه اتفاقی!! + خطخطی شده در 15:39 خطخطی کرده شاید یه آدم |
|
| ||||||