|
ø زندگی از نظر تو چیه؟ ]سیب های این اطراف سرخ و شیرین ان øآب و هوای این اطراف چطوریه؟ ]روزهایی که شادم خنده ام دنیارو پر می کنه اما وقتی که عصبانیم عین یه دیو تنوره می کشم وقتی دلتنگم همش گریه می کنم øنظرت درباره ی عشق چیه؟ ]عسل شیرینه اما برای بدست آوردنش باید پی نیش زنبور ها رو به تنت بمالی øدنیا رو چجوری می بینی؟ ]ماهیه حوض هیچ وقت دریا رو ندیده øخندیدن چه احساسی بهت می ده؟ ] شیک شکلات خیلی شیرین و خوشمزه اس øگریه چه طور؟ ]وقتی آتیش و با آب خاموش می کنی ممکنه دودش همه جارو پر کنه اما از سوختن همه چی که بهتره øداد زدن کمکی بهت می کنه؟ ]وقتی طوفان می آد همه چی رو خراب می کنه ولی عیب نداره بازم می شه ساختمون رو ساخت اما آدماش و چی کار کنیم؟ یه دیوونه تو آسمون: امروز زدم تو خط فلسفه چه ربطی داشت هم نمی دونم.... + خطخطی شده در 13:28 خطخطی کرده شاید یه آدم |
مامان داد می زنه بابا فریاد می کشه مامان محکم می زنه رو میز بابا میز و می کشه کنار مامان صدا ش رو بلند تر می کنه بابا محکم تر داد می زنه بابا به همه چی گیر می ده مامان با سماجت سوالش رو دوباره تکرار می کنه و.... و من تو اتاقم درو می بندم و خیارو از وسط گاز می زنم و قارت قارت می خندم... یه دیوونه تو آسمون:چند بار بگم از این موقعیت ها خندم می گیره و کلی باهاشون حال می کنم؟!! + خطخطی شده در 13:21 خطخطی کرده شاید یه آدم |
دستای من کوچولو ان ... جا برای دستای تو ندارن... یه دیوونه تو آسمون: خب به زور که نمی شه دستات و توشون جا داد که! + خطخطی شده در 17:34 خطخطی کرده شاید یه آدم |
نمی خوام سیزدهم رو با خاله های افسرده ام در بکنم نمی خوام سیزده به درم رو با دیدن عمه هام خراب کنم نمی خوام تو روز سیزده به در با دیدن ریخت متعفن دوستای آزی حال خودم رو بد بکنم نمی خوام به خاطر من بهار سیزدهش رو تو ترافیک با کلافگی در کنه متوجهی لعنتی؟ من نمی خوام هیچ گهی تو روز سیزدهم ماه فروردین بخورم می فهمی؟ همشون بوگندو ان همه هاشون بی استثنا و بروبرگرد نه برنامه ی مامی نه بیخیالی بابی نه دلسوزی بهار نه تند خویی آزی هیچ کدوم حال مزخرفم رو خوب نمی کنه... درک می کنی از همه هاشون حالم به هم می خوره؟ یه دیوونه تو آسمون: باز حالش گندید یه دیوونه تو آسمون: آخ اگه بارون بباره آخ اگه باروووون بباره.... یه دیوونه تو آسمون: دلش برای بارون تنگیده بیچاره دل کوچولوم یه دیوونه تو آسمون: بارون اومد حال کردم خواستم اعتساب کنم نیام نت دوونم نیاوردم + خطخطی شده در 20:16 خطخطی کرده شاید یه آدم |
وقتی من مردم نذارید کسی گریه کنه جای یه نوحه خون که فقط چرتو پرت می گه هم یه دلقک بیارید تا مردم سر قبرم خوشحالی بکنن و از مردنم حداقل خاطره ی خوبی پیدا کنن..و قسم می خورم اگه کسی جز گل رز سفید که نشونی فراموشی سر قبرم بیاره نفرینش می کنم... منو تو دور ترین،خلوت ترین و زیبا ترین تپه شهر خاک کنید... یه دیوونه تو آسمون: تو بمیر همه ی اینا که گفتی با من! + خطخطی شده در 13:55 خطخطی کرده شاید یه آدم |
آخ! خدایا می دونی چندمیش بود؟! نه …نه قرار بی قرار می دونم فقط 40 تا قرارمون بود اما کیف می ده... یه دیوونه تو آسمون:اوخ ببین چه بلایی سر دیوار اومد... یعنی انقدر سرم محکمه؟!! + خطخطی شده در 15:22 خطخطی کرده شاید یه آدم |
|
| ||||||